الشيخ محمد تقي بهجت

90

جامع المسائل ( فارسي )

مرفق به نحوى كه در ابتداى شستنِ روى ، ذكر شد . و همچنين لازم است بعد از شروع نمودن از بالاى مرفقها ، اين كه سرازير بشويد ، و هر گاه عكس « 1 » نمايد ، وضو باطل است . وضوى شخصِ مقطوع اليد و كسى كه بعضى از دست أو را بريده باشند ، اكتفا مىنمايد به آن چه كه باقى مانده « 2 » از آن ؛ و هر گاه از مرفق بريده باشند كه چيزى از آن باقى نمانده باشد حتى طرف استخوان بازو كه مجتمع است به اطرافِ استخوانِ دست كه مجمعِ مرفق است ، اكتفا مىنمايد به شستن ساير اعضا ؛ و بهتر آن است تمام بازو را ، به جاى دست بشويد . حكم دست يا انگشت اضافى و كسى كه در زير مرفق أو ، دست ديگرى باشد ، يا آن كه زياده بر خلقت اصليّه انگشت داشته باشد ، يا آن كه گوشت زائدى بر دست أو روييده باشد ، همه را مىشويد « 3 » . و احوط شستن موى دستها است . رفع مانع و واجب نيست پاك نمودن زير ناخن اگر از قدر متعارف بلندتر نباشد « 4 » ؛ و اگر

--> « 1 » و حفظ ترتيب از مرفق تا سرهاى انگشتان ، لازم است على الأحوط . « 2 » هر گاه از مرفق كه مجمع دو استخوان است به پائين بريده باشند . و اگر فقط استخوان ذراع را قطع كرده‌اند ، شسته مىشود طرف بازو كه در حالِ اتّصال ، از مرفق بود و آن چه در آخر بازو ظاهر شده است به سبب بريدن . « 3 » مطلقاً اگر چه زائد ، غير تابع باشد عرفاً على الأحوط . « 4 » بىاشكال نيست در مقدارى كه ديده مىشود بر تقدير نبودن چرك ، مانند مقدارى كه محاذى سر ناخن است ؛ پس احتياط با عدم عسر ، در ازالهء آن است و ازالهء همين قدر و يا ازيد از آن در صورت اطوليّت ناخن از متعارف و شستن زير آنها با شستن مقدار محاذى آنها از ناخن و زيادتى از متعارف بعد از پاك كردن زير مقدارِ زائد از چرك .